سيد محمد دامادى

314

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

ششم ، درست عهد بود تا هر چه گويد - وفا كند . هفتم ، آزادمرد بود تا آنچه دارد - بتواند گذاشت . هشتم ، رازدار بود تا راز پير نگاه تواند داشت . نهم ، پندپذير بود تا نصيحت پير فرا پذيرد . دهم ، عيّار بود تا جان عزيز درين راه فدا تواند كرد . چون بدين أخلاق ، مريد آراسته باشد راه بر وى سبك‌تر انجامد و مقصود پير از وى در طريقت زودتر حاصل آيد . [ اسرار التوحيد / 330 ] به بازى نگفت اين سخن با يزيد * كه از منكِر ايمِن‌ترم كز مريد [ سعدى ] گر ز پيشِ خود برانى چون سگ از مسجد مرا * سر ز حكمت بر نگيرم چون مريد از حُكمِ پير [ سعدى ] مريدان به قوّت ز طفلان كم‌اند * مشايخ چو ديوارِ مستحكم‌اند [ سعدى ] حافظ مريدِ جامِ مى است اى صبا برو * وز بنده بندگى بِرَسان شيخِ جام را [ حافظ ، غزل 7 / 8 ص 30 ] گر مريدِ راهِ عشقى ، فكرِ بدنامى مكن * شيخِ صنعان خرقه رهنِ خانهء خمّار داشت [ حافظ ، غزل 79 / 6 ص 174 ] رطلِ گرانم ده اى مريدِ خرابات * شادىِ شيخى كه خانقاه ندارد [ حافظ ، غزل 123 / 4 ص 262 ] مريدِ پيرِ مغانم ز من مرنج اى شيخ * چرا كه وعده تو كردى و او بجا آورد [ حافظ ، غزل 141 / 8 ص 298 ] مريدِ طاعتِ بيگانگان مشو حافظ * ولى معاشرِ رندانِ آشنا مىباش [ حافظ ، غزل 269 / 7 ص 554 ] عبوسِ زهد به وجهِ خمار بنشيند * مريدِ خرقهء دردى كشانِ خوشخويم [ حافظ ، غزل 272 / 2 ص 760 ]